چگونه در شرایط جنگ کسب و کارهای کوچک را حفظ کنیم؟
گروه: یادداشت | کد خبر: 4102 | تاریخ: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۴
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی انرژی تایمز، مجتبی توانگر معاون پارلمانی اسبق وزارت نیرو و همچنین نماینده دور یازدهم مجلس شورای اسلامی در یادداشتی نوشت: تصور کنید فردا همه مردم یکشبه خرید را تعطیل کنند. تعمیرات را فراموش کنند، سفر نروند، عدهای پول را در جوراب پنهان کنند! نتیجه؟ بخش قابل توجهی از اقتصاد کاملاً قفل میکند و میلیونها شغل میخوابد. اقتصاد پساجنگ، بیش از آنکه فقط از تخریب ساختمانها، کارخانهها یا زیرساختها آسیب ببیند، از تخریب «انتظارات عمومی» و گسترش ترس اقتصادی ضربه میخورد. در بسیاری از کشورها، بخش مهمی از بحران نه به خاطر کمبود واقعی کالا، بلکه بهدلیل تغییر رفتار مردم رخ داده است. «اقتصاددانان رفتاری» بارها توضیح دادهاند که وقتی جامعه به این نتیجه برسد که آینده تیره است، خانوارها خرید را عقب میاندازند، سرمایهگذار دست نگه میدارد، تولیدکننده ظرفیت را کم میکند و بانکها محتاطتر میشوند. نتیجه این زنجیره، رکودی است که بخشی از آن فقط محصول «ذهنیت عمومی» است، نه واقعیت فیزیکی اقتصاد.
در ایران هم تجربههای مشابهی وجود دارد. در سالهای تشدید تحریم، هر وقت انتظارات تورمی و نگرانی عمومی بالا رفت، بازارها رفتار هیجانی نشان دادند؛ از هجوم برای خرید ارز و طلا گرفته تا احتکار کالاهای روزمره. اما هر زمان کسبوکارهای خرد توانستند تقاضای داخلی را حفظ کنند، بازگشت اقتصاد هم سریعتر شد. طبق برخی برآوردها، بیش از ۶۰ درصد اشتغال کشور به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به کسبوکارهای کوچک و متوسط وابسته است.
نکته مهم این است که همه نوع صرفهجویی، اثر یکسانی بر اقتصاد ندارد. ما با دو نوع کاملاً متفاوت از صرفهجویی روبهرو هستیم؛ یکی «صرفهجویی مولّد» و دیگری «صرفهجویی مخرّب». «صرفهجویی مولد» یعنی کمکردن اتلاف منابع ملی و کمکردن فشار بر بودجه کشور. اما «صرفهجویی مخرب» زمانی رخ میدهد که جامعه به سمت «انجماد اقتصادی» برود؛ یعنی مردم خرید را متوقف کنند، سفارش خدمات ندهند، تعمیرات را عقب بیندازند، سفر داخلی را حذف کنند و پول را از ترس آینده در خانه نگه دارند. جامعهای که خرید از تولیدکننده را متوقف کند، ناخواسته دارد کارخانه تولید فقر راه میاندازد.
برای درک بهتر این موضوع کافی است بدانیم در بسیاری از کشورها، مصرف خانوار بین ۵۰ تا ۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد. یعنی وقتی مصرف عمومی افت میکند، عملاً قلب اقتصاد کند میشود. در ایران هم بخش بزرگی از گردش مالی کشور به خریدهای روزمره مردم وابسته است. وقتی پول در خانه حبس شود، خیلی زود صف وام، یارانه و کمک معیشتی از صف خرید طولانیتر میشود.
در چنین شرایطی، فرق گذاشتن بین «کاهش اسراف» و «تعطیلی بازار» اهمیت زیادی دارد. خرید از تولیدکننده داخلی، استفاده از خدمات کسبوکارهای کوچک، سفارش به کارگاهها و حفظ تقاضای داخلی، در عمل نوعی حمایت اجتماعی و اقتصادی از اشتغال ملی است. مواسات فقط کمک نقدی یا حمایتی مستقیم نیست؛ بلکه حفظ جریان درآمد مشاغل خرد، خرید کالای ایرانی، استفاده از خدمات داخلی و زنده نگه داشتن چرخه تولید هم بخشی از همین همبستگی اقتصادی است.
از سوی دیگر، تجربه دهههای اخیر نشان داده برخوردهای هیجانی و روایتهای سادهانگارانه معمولاً بحران را حل نمیکنند. امروز هم اگر همه مشکلات اقتصادی به یک عامل تقلیل داده شود، فقط نااطمینانی و رفتار هیجانی در جامعه بیشتر میشود.
اقتصاد ایران، با وجود همه فشارها، هنوز ظرفیتهای مهمی برای بازسازی و احیا دارد. بازار داخلی بزرگ، جمعیت جوان، شبکه گسترده خدمات، توان صنعتی در بسیاری از بخشها و تجربه عبور از بحرانهای متعدد، مزیتهایی هستند که بسیاری از کشورهای بحرانزده از آن بیبهره بودهاند. هیچ اقتصادی فقط با انباشت پول در خانه یا توقف مصرف احیا نشده است؛ اقتصادها زمانی جان میگیرند که مردم، تولیدکنندگان و کسبوکارها دوباره وارد چرخه تعامل شوند.